پنجشنبه , مې 25 2017
کور‌پاڼه / تحلیل / چرا تکرار فاجعه؟

چرا تکرار فاجعه؟

ف، فایض

کشانیدن پای القاعده به افغانستان بدون شک برای میهن و همچنان ملت ما یک فاجعه بود؛ زیرا القاعده آنچنان که بارها در نوشته های قبلی خود تذکر داده ام، زادۀ سیاستهای حاکم بر کشورهای شامل شرق میانه بود. امریکا پلان داشت که باید در خاک مقدس حجاز حضور مستقیم نظامی پیدا کند، بقول دکتور رحمت ربی زیرکیار حقوقدان افغان که فعلاً در امریکا بسر میبرد؛ دک چینی وزیر دفاع آن وقت امریکا عکسهای تصنعی برداشته شده توسط ماهواره یا قمر مصنوعی را که علی الظاهر نیروهای عراقی را در حال «تیارسی» بخاطر حمله بر خاک عربستان سعودی نشان میداد، با خود برداشته سفری به عربستان سعودی کرد و در دیدار با شاه فهد، پادشاه آن وقت سعودی آن عکسها را به او نشان داد. شاه هراسید و موافقه کرد که هر چه زودتر قوای امریکا آمده در خاک عربستان جابجا شود. امریکا که چنین لحظه یی را از خداوند (ج) میخواست فوراً نیروهای خود را حرکت داده در منطقۀ «ظهران» عربستان سعودی جابجا کرد. امروز که دیگر نه آن عراقی است و نه آن صدامی و نه هم آن خطر متوجه از سوی عراق به عربستان سعودی، هنوز هم قوای امریکایی در خاک عربستان جابجا هستند و به حکومت عربستان دشوار است که آن قوا را از خاک خود بیرون کرد بتواند. القاعده علی الظاهر در برابر همین حضور نیروهای امریکایی تشکیل یافت و باری عملیاتی را هم علیه این نیروهای مستقر در خاک عربستان سعودی انجام داد و تلفاتی هم به نیروهای امریکایی وارد کرد. اسامه رهبر القاعده بالاخره در نتیجۀ فشارها به سودان رفت و در آنجا بر سرمایۀ خود یک شرکت دوا سازی احداث کرد. چنان مینمود که او دیگر دست از مخالفت با امریکا کشیده باشد؛ ولی امریکا اولاً آن شرکت دوا سازی را بمبارد کرده از بین برد و ثانیاً بالای جنرال عمر البشیر رئیس جمهور سودان فشار آورد تا اسامه را از خاک سودان اخراج کند. جنرال عمر البشیر یا خواسته یا نخواسته تن به این فرمایش ناشی از زور امریکا داد و اسامه را از خاک خود اخراج کرد؛ ولی اینکه اسامه چرا از سودان به افغانستان آمد و در ولایت ننگرهار افغانستان مهمان یک قوماندان محلی شد که اکنون آن قوماندان هم در قید حیات نیست جای سوال دارد.

قابل یاد دهانی است که قبل از آمدن اسامه از سودان به افغانستان، همین قوماندان با دو تن قوماندانان دیگر که اکنون هیچکدام در قید حیات نیست، سفری به سودان کردند و اسامه را تشویق کردند تا به افغانستان بیاید. البته تشویق آمدن اسامه به افغانستان را تنها از زاویه جهادی و یا ازین زاویه که اسامه حیثیت گاو شیری را داشت که هر کس سعی میکرد از امکانات مالی او استفاده کند، نباید تحلیل و ارزیابی نمود؛ بلکه این ماجرا باید در اوراق استخبارات منطقه و امریکا جستجو شود که دسترسی به جزئیات آن برای ما در جملۀ ناممکنات محسوب میشود؛ ولی در کل آدم میتواند حدس بزند که قضیه از چه قرار است.

حقیقت حضور اسامه در افغانستان زمانی برملا گردید که حوادث یازدهم سپتمبر 2001 بوقوع پیوست. البته دو روز قبل بتاریخ 9 سپتمبر احمد شاه مسعود قوماندان ارشد جبهۀ شمال که تحت نام مقاومت با طالبان و القاعده می جنگید علی الظاهر توسط دو نفر خبرنگار عرب منسوب به القاعده در خواجه بهاء الدین ولایت تخار با استفاده از وسایل بسیار پیشرفته ترور شد. بنده برین باورم که حوادث نهم و یازدهم سپتمبر 2001 مجزا ازیک دیگر مطالعه شده نمیتواند؛ ولی شرایط و حالات بگونه یی نبود که درین مورد تحقیقات صورت میگرفت تا حقیقت بگونۀ روشن معلوم میشد که در عقب این حوادث اهداف اساسی چه بود و از کی بود؟

آنچه را ما بگونۀ آشکار دیدیم این بود که هدف ازین حوادث آمدن امریکا به افغانستان بود و آنچنان که اولاً ماجرای اشغال کویت توسط عراق را خلق کرد و از حماقت صدام حسین دکتاتور عراق استفاده کرده زمینه را برای جابجایی قوای خود در عربستان مهیا کرد، بهمین گونه از حضور اسامه در خاک افغانستان به عنوان یک بهانه استفاده کرده قوای خود را به خاک افغانستان سرازیر کرد. در سال 2014 امریکا تعداد زیادی از قوای خود را از خاک افغانستان بیرون کرد و وسایل وسایط نظامی آنها را به پاکستان تحفه داد؛ اما این خروج بدون معنا نبود که امریکا از افغانستان خارج میشود و به حضور خود در کشور ما پایان میدهد؛ زیرا خروج کلی بدان معنا بود که امریکا از رسیدن به اهداف ستراتیژیک خود در منطقه مأیوس شده است و دست از رسیدن به آن برداشته است، در حالی که امریکا در منطقه اهداف ستراتیژیک دراز مدت دارد. اکنون مقامات امریکایی مصروف این گفتگو هستند، که تعداد نیروهای خود در افغانستان را بار دیگر افزایش دهند. امریکا بعد از آن که اکثریت قاطع قوای خود از عراق را بیرون کرد بار دوم به عراق برگشت و اکنون عین تجربه را در افغانستان تکرار میکند.

حضور نظامی امریکا در افغانستان و باز افزایش مجدد این قوا بدون فاجعه چیز دیگری نیست، حضور امریکا بجای آنکه دست تروریزم را از دامن افغانها کوتاه کند، برعکس باعث تشدید جنگ شده است. اگر تروریستان داعش گاهی در صدو صدو چند متری سفارت امریکا در کابل میتواند اعمال تروریستی را انجام داده گاهی بالای ستره محکمه و گاهی بالاخره بالای یک شفاخانه (شفاخانۀ سردار محمد داوود خان) حمله کند، پس حضور امریکا و افزایش قوای امریکا چه نفعی به افغانستان دارد، بجز آنکه هر روز شاهد وقوع فاجعه یی باشیم که ده ها و صدها خانوادۀ افغان را به سوگ اعضای خانواده های شان مینشاند و در مجموع تمام ملت افغانستان را ماتم زده میسازد. به نظر بنده علت اساسی این ماجرای خونین، حضور نامیمون امریکا در افغانستان است، تا زمانی که امریکا در خاک ما حضور دارد، ما هر روزه شاهد چنین تراژیدیها خواهیم بود. بناأً اگر لشکر یکنیم صد هزار نفری امریکا و ناتو نتوانست وضعیت افغانستان را مهار کند، قوای پانزده بیست هزار نفری که هر گز نمیتواند آنرا مهار کند؛ زیرا امریکا به خاطری به افغانستان آمده است که همه روزه ماجرای خلق کند و ملت ما را به ماتم بنشاند؛ نه آنکه اوضاع را کنترول کند؛ ولی جای تأسف آن است که ما مرجع تصمیمگری را از دست داده ایم و سیاستهای داخلی و خارجی ما در دست واشنگتن است.  آمدن قوای مزید امریکایی بدون تشدید و تکرار فاجعه معنا و مفهوم دیگری نمیتواند داشته باشد، شرم آورتر اینکه رهبران دولتی و حکومتی ما خاموش نشسته اند و تصمیم گاهی انسحاب وگاهی بر گرداندن مجدد قوا را مقامات امریکایی میگیرد.

«بحال و به روز ما، کسی مباد»

دا وګورئ

د پاكستان د انزوا ناسمه ادعا!

عزيز چوپان له ډېره وخته له حكومتي ادرسه دا ادعا كېږي چې پاكستان دا مهال ...

ځواب دلته پرېږدئ

ستاسو برېښناليک به نه خپريږي. غوښتى ځایونه په نښه شوي *